close
چت روم
چیک چیک آب میشوم

هم فان | سایت سرگرمی تفریحی

عکس
آهنگ جديد
اس ام اس
برنامه موبايل
و ...
امتياز دهي
دوست عزيز! اگه از سايت خوشت اومد و ميخواي ما رو خوشحال کرده باشي ميتوني بهمون امتياز بدي!
امتياز ميدهم!
جستجو

چیک چیک آب میشوم

چیک چیک آب میشوم

گلدان پشت پنجره گل داده بود. یک گل درشت نارنجی بدقیافه. از آن گل هایی که باید پشت گوش زد، دست را ستون چانه کرد و عکس تکی گرفت. از آن عکس تکی های خالتوری که چند سال بعد با دیدنشان باید از شرمندگی آب شد و شلپ و شولوپ توی زمین رفت. داشتم میزان زشتی گل را اندازه می گرفتم که دیدمت. خودت بودی. همان دیوانه همیشگی سوار بر خر قبرسی. قبرسی اش را خودت گفته بودی. 6 سال پیش. 6 سال پیش پشت در آن رستوران شکیل مجلسی حال به هم زن که گارسون هایش فکر می کنند پادشاهان سقوط کرده ای هستند که حالا باید تاج و تخت سلطنتی سابق را از تو طلب کنند و خدا می داند چند بار توی بشقاب استیک و جوجه چینی این و آن، به عمد عطسه کرده اند.

آره همان جا بود که گفتی خر از قبرس آمده و وقتی پرسیدم اسمش چیست، ابروهایت را بالا بردی و انگار که داری واضح ترین موضوع جهان را توضیح می دهی گفتی «خر». پشت در همان رستوران شیک و پیک بود که ساندویچ فیله مرغ و پیاز و جعفری را از کوله دربداغان نپالی ات بیرون کشیدی و با آن سبیل های بلند قهوه ای روشن ات، گازی به آن لقمه معطر زدی و گارسون کت شلوار پوش، با آن کفش های نوک تیز براق واکس زده، زشت ترین چشم غره جهان را نصیبت کرد و تو با آستین آن پیراهن چهارخانه سوئدی دهانت را پاک کردی و جوری زدی زیر خنده که مشتری های قاشق چنگال در دست رستوران چند لحظه بی خیال بلعیدن گوشت شدند و از پشت شیشه با تعجب نگاهت کردند و بعد وقتی خیالشان راحت شد که دیوانه هُملِسی بیش نیستی، دوباره مشغول جویدن و قورت دادن و پر کردن معده های کش آمده شان شدند.

 

وای پسر! حالا بعد از 6 سال دوباره خودت بودی و خر هم همان خر بود و من این بالا، داشتم زشتی گلم را بررسی می کردم. شروع کردم به فریاد کشیدن و تند تند تکان دادن دست چپم. شده بودم شبیه ماشینی که یکی از برف پاکن هایش از کار افتاده و در معاینه فنی خودرو حالش جا می آید. سرت را که بالا آوردی شوکه شدم. چقدر پیر شده بودی. آن ریش های جو گندمی هیچ شبیه آن ریش های قهوه ای روشنی نبود که می شناختم. از همان جا، از روی خر قبرسی ات دست تکان دادی و فریاد «چه خبر رفیق» سر دادی. جواب را در فریاد بعدی پرت کردم سمتت و گفتم صاحب یک تک گل نارنجی زشت شده ام و تو از آن پایین، از روی خر قبرسی، دماغت را به نشانه «ایووو» جمع کردی و بعد هر دو زدیم زیر خنده و خر قبرسی پوووفی کرد و خمیازه کشید.

 

گل زشت نارنجی را از گلدان پشت پنجره چیدم، آن را پشت گوش گذاشتم، برای تو و خر که عازم سفری دیگر دور دنیا بودید دست تکان دادم و بعد جلوی دوربینِ روی سه پایه نشستم تا خالتورترین عکس سال را ثبت کنم و چند سال بعد با دیدنش چیک چیک آب شوم و لای موزاییک های خیابان بروم.

 

منبع: آنالی در سرزمین شگفت انگیزها

در بخش روزانه,
در تاريخ یکشنبه 18 خرداد 1393
اين مطلب را به دوستانتان هديه دهيد
بيشتر ببينيد
نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی